در برنامه زنده «رنگين كمان» پخش شده از شبكه محلي تهران، پسري ۴-۵ ساله با نام «فرنود»، در پاسخ به پرسش«خاله نرگس» كه از او ميپرسد كدام كار شخصياش را خودش انجام ميدهد، ميگويد:
«وقتي به دستشويي ميروم، خودم شوشولم را ميشويم.» مجري كه از شنيدن آن جمله شوكه شده، براي دور كردن اذهان بينندگان تلويزيون از چيزي كه شنيدهاند، ميگويد: «ماشين لباسشويي را خودت را روشن ميكني؟... نه.... نه... نه! اشتباه گفتي!» حالا «فرنود راستگو» بیش از ۸ هزار هوادار فیسبوکی پیدا کرده است.
در روزهاي اخير ويدئويي كوتاه در سايت يوتيوب منتشر شده كه يك اتفاق بامزه رخ داده در برنامه كودك تلويزيون دولتي ايران را به تصوير ميكشد.
نكته جالب اين كه پس از پاسخ فرنود، بلافاصله عبارت: «آخي!...» از زبان نريتور عروسك برنامه شنيده ميشود، اما در همين هنگام، مجري كه از شنيدن آن جمله شوكه شده، براي دور كردن اذهان بينندگان تلويزيون از چيزي كه شنيدهاند، ميگويد: «ماشين لباسشويي را خودت را روشن ميكني؟... نه.... نه... نه! اشتباه گفتي!»
پس از اين رخداد و پخش شدن ويدئوي آن در اينترنت، در فيسبوك صفحهاي با عنوان «فرنود راستگو» ايجاد شد كه به اين ساختارشكني در تلويزيون توجه نشان داد. ادارهكننده اين صفحه به خودنويس گفته است كه انتظار نداشت استقبال از آن تا اين اندازه رو به افزايش باشد و او در ابتدا جذب حدود ۱۰۰ عضو را پيشبيني كرده بود.
اكنون صفحه «فرنود راستگو» در فيسبوك، بيشتر از ۸ هزار طرفدار دارد كه هر لحظه نيز به تعداد آن افروده ميشود. پيج ادمين «فرنود راستگو»، درباره علت استقبال از اين صفحه، معتقد است كه سالها قبل علي لاريجاني، قيچيهاي چمنزني سانسور را وارد سازمان صداوسيما كرد، اما با انتصاب ضرغامي، قيچي از دور خارج و ارهبرقي جايگزين آن شد. در رسانه ملي آرماني عزتالله ضرغامي، انسان چيزي به نام پايينتنه ندارد و زماني كه يك كودك خردسال ناآگاهانه از ميدان مين سانسور صداوسيما عبور كرد، اين اقدام او مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. اغلب كاربران پيج فرنود نيز مجري برنامه و سياستهاي صداوسيما را عامل ترويج دروغگويي ميدانند و از خاله نرگس انتقاد كردهاند.
تاكنون حدود ۷۳۰ نفر از اعضاي اين صفحه در يك نظرسنجي شركت كردهاند كه ميپرسد: «مقصر اصلي فاجعه فرنود، كيست؟» و از ميان آنها ۱۸ نفر به گزينه «خود فرنود»، ۱۵۵ نفر به گزينه «مجري برنامه با اون سوال مسخرهاش» و همچنين ۵۳۰ نفر نيز به گزينه «فرنود، نوه بقايي است و از سوي جريان انحرافي ماموريت داشته اين كارو بكنه!» رأي دادهاند.
از طرف ديگر، ادارهكننده صفحه «فرنود راستگو» كه تمايلي به انتشار نام خود ندارد، از اتفاقات رخ داده متعجب است و ميگويد انتظار اين را نداشته كه ناگهان هزاران نفر به اين موضوع ساده علاقه نشان دهند و درباره فرنود جوك بسازند و با جديت به تبادل بحث بپردازند. او افسردگي جامعه و كسالتبار بودن سينما، تلويزيون و وبسايتهاي پارسي را علت اصلي گرايش كاربران به موضوعات سطحي ميداند.
جالب توجه است كه تا اين لحظه صفحههاي بسياري به تقليد از اين پيج در فيسبوك ايجاد شده، اما هيچكدام موفق به جلب نظر كاربران نشدهاند. به نظر ميرسد انتخاب نام ساده و مودبانه «فرنود راستگو»، عامل موفقيت آن بوده باشد، زيرا صفحههاي پس از آن نامهاي غير مودبانه را برگزيدهاند كه مورد توجه عموم كاربران قرار نميگيرد.
ادارهكننده اين صفحه ميگويد تاكنون بارها ذهنيت و پتانسيل كاربران فعال اين صفحه را محك زده و حتي آنها را به تغيير عكس پروفايلشان نيز ترغيب كرده است اما تصميم دارد در آينده نزديك، پيج «فرنود راستگو» را تعطيل كند.
راستی ما را چه شده؟
که از راستی این همه هراس داریم.
ملتی که تمدنش با گفتار نیک پیامبرش آغاز شده
و امامش می گوید : راستگو باشید
وادعا دارد که هر دو را تا سر حد جان دوست دارد
مارا چه شده؟
یاد داستان هانس کریستین اندرسن دانمارکی افتادم
آنجا که جمعیت شهر از ترس حرامزادگی پادشاه لختشان را نظاره می کردند و از لباس زیبای او تعریف میکردند تا آنگاه که کودکی گفت:چرا پادشاه لخت است؟!