آيا اين واقعيت دارد؟

احتمالا بله ولي  با شروع كردن به كاري كه مي خواهي

يعني اول بايد شروع به كاري بكني كه دوستش داري

يعني اول دوسش داشته باشي بعد هم از يه جايي شروع كني

توانايي انجام اون كار خودش مي آد

و موفقيت بستگي به عشقيه كه به اون كار داري وعشقي كه خرج مي كني

دنيا پر از موقعيتهاي فراوان و تازه است

مثلا همين آقاي بيل گينتس دانشجوي اخراجي رشته كامپيوتر كه الان اسمش با كامپيوتر پيوند خورده

ويا همين صاحبان گوگل كه از هيچي براي خودشون ميلياردها دلار در سال درآمد ايجاد كردن

فكرش هم تو دانشگاه به ذهنشون رسيد

يه جور تفنن دانشجويي

در حالی که 10 سال پیش هیچ نامی از گوگل در دنیای وب وجود نداشت،

ژانویه سال 1996 دو دانشجوی ph.D به نام Larry Puge و Sergey Brin

در دانشگاه Stand ford گوگل را به عنوان پروژه دانشجویی آغاز کردند.

پروژه موتور جستجویی بود که بتواند روابط بین سایت ها را آنالیز کند

و این روابط باعث بهینه شدن نتایج جستجو گردد. در آن زمان

موتورهای جستجو بر مبنای تعداد دفعات مورد جستجو رتبه بندی می کردند.

 به این سیستم رتبه بندی “Back Rub” گفته شد، چرا که این سیستم Back links

یا لینک های بازگشتی به سایت را برای تخمین اهمیت سایت بررسی می کند.

 البته یک موتور جستجوی کوچک به نام Rank Dex نیزقبلا از این استراتژی بهره برده بود.

پیج و برین بعد از اطمینان از اینکه صفحاتی که بیشترین لینک مرتبط با موضوع را

به خود دارند، دارای مرتبط ترین هستند، موضوع تز خود را آغاز کرده و موتور جستجوی

 خود را بنا نهادند.

حالا ما تو ايران چقدر پروژه دانشجويي در سال داريم و چقدر پايان نامه خدا ميدونه ولي كدومش شدن گوگل.....


چشمها را بايد شست

جور ديگر بايد ديد

اما چه جوري....

خدايا چه جوري

چه جوري مي شه يه جور ديگه ديد

خداجون مگه چن بار ديگه به اين دنيا مي آييم كه اينجوري دچار روز مرگي شدم

خدايا دنيا را به تو مي دم اما روزمرگي رو از من بگير

يكسان بودن

عدم تغيير

سالهاست كه فك ميكنم هر روزم مث همه

هر روز بدون هيچ فرق عمده اي

از خواب پا مي شم

باعجله لباس مي پوشم

مي رم سر كار و يه كار تكراري

عصر هم مي آم خونه

يه كم وبگردي يه كم شام يه كم تي وي يه كم چاي يه كم گپ يه كم غرغر و خواب ...

انگار هر روز 24 خرداد نوده

25 خردادم مي خواد چه فرقي با امروز داشته باشه

خدايا خدايا تغيير......

وحالا باز مي رسم به اين شعر :

 از پابلو نرودا


ترجمه از احمد شاملو


به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.


 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.


به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری برویاگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.


تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .، 


تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!امروز مخاطره کن!


امروز کاری کن!نگذار که به آرامی بمیری!شادی را فراموش نکن


خدا را خدا را روز مرگي را ازمن بگير

زندگي كردن با من...