دیروز اگر 

تقصیر دامن قرمز تنگ تو بود

و چشمهای من-بی حیا-

که خیره نگاه کرد و آه کرد و آه ...

وتقصیر شکر خنده شیرین لبهای تو بود

و حالت نگاه ممتد تو

که تمام چنارهای پیر امامزاده

و من

به نام مقدس تو عاشق شدیم

ری را

که هر شب تا صبح توکا کو کو می خواند

امروز

اگر جی میلت را چک می کردی

نوشتم که بالاخره صفحه فیس بوکم

متولد شده است

طفلی

بدون جیغ ،بدون درد،بدون ماما

چقدر زیبای خفته دیدم

ناموس رها شده،غیرت خالی

لمس هیچ در فراسوی اندامها

وتن های عرضه شده

فولدری دیدم از زنی زیبا

که انگار اشتباهی عکسهای اتاق خوابش را آپلود کرد

و شماره موبایلش...

زن همسایه به من گفت:توکا

شوهرم بی پول است

من دلم می خواهد 

که بپوشم جین

که بنوشم جین

بروم تا ته خط

ری را 

بیزینس یعنی چه؟