شادی
واژه ای در ذهنم
که به کیبورد و هزار افسونش
می نویسم در وب
می نویسم در چت،
شادی را،
که ز فرهنگ لغات دل این مردم
مثل یوسف شده گم
می نویسم شاید
غمی از دل برود
می نویسم شاید
به دل مردم دلمرده ما
بازآید.
کاش میشد مزه شادی را
بچشانم به همه
پای چشم همه ی غمگینان
بنشانم لبخند
به صداقت سوگند
و به آواز پر پروانه
چه گناهی دارد؟
آدم عاشق باشد
و به همسایه بگوید
جانم
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:2 توسط آقا توکا(ری را)
|
این وبلاگ به مردم مهمان نواز روستای روآر(رودبار) و عقاید و سننشان می پردازد.و برای بالا رفتن سطح فرهنگ ،آگاهی و دانش جوانان و مردم آن از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.